X
تبلیغات
رایتل

وب سایت تفریحی ژیگول

شرط اساسی یک ازدواج موفق

محققان معتقدند علت مجرد ماندن بسیاری از افراد، اشتباهی است که در شیوه زندگی شان مرتکب می شوند.

این مقاله را با یک سوال شروع می کنیم؛ به نظر خودتان، شما چگونه فردی هستید و برای طرف مقابل چه ویژگی های برجسته ای دارید؟ آیا باورها و اعتقاداتی دارید که شما و دیگران را به شدت کنترل می کند و یا آنقدر مغرور، خودمحور، سرد و منفعل هستید که توجه هیچ کسی به سمت تان جلب نمی شود؟!


محققان معتقدند علت مجرد ماندن بسیاری از افراد، اشتباهی است که در شیوه زندگی شان مرتکب می شوند. آنها افرادی خونسرد، بی ثبات، افسرده، سلطه جو، خودمحور، خودشیفته، مغرور و متکبرند. آنها تصور می کنند که انسان هایی بی نظیر و فوق العاده اند؛ حال آنکه نظر دیگران، به هیچ وجه این نیست!


بنابراین می توان گفت یکی از مهمترین و اساسی ترین دلایل مجرد ماندن، «نداشتن نگاهی واقع بینانه به شخصیت خود» است. به این امر «خودباوری» می گویند. واقعیت این است که متاسفانه تعداد کمی از افراد، باور درستی از نقاط مثبت و منفی شخصیت خود دارند و همین امر سبب می شود که مدتی در مسیر زندگی، تنهایی را تجربه کنند.......


  



برای درک بهتر مفهوم خودباوری، ابتدا باید به چهار گام اساسی که برای رسیدن به این مرحله (خودباوری) لازم است، توجه کرد. سپری کردن این مراحل، ارتباط تنگاتنگی با رسیدن به خودباوری حقیقی و در نهایت ایجاد تغییرات مثبت در زندگی افراد دارد. این چهار گام عبارتند از:

گام اول: خودآگاهی

تا زمانی که خود واقعی تان را کاملاً نشناخته اید، نمی توانید خود را بپذیرید و باور کنید. خودآگاهی امری کاملاً اختیاری است و بسیاری از افراد در طول زندگی خود، به درصد کمی از این خودآگاهی دست می یابند، اما حقیقت این است که هر چه خودآگاهی افراد بیشتر باشد، زندگی آنها غنی تر می شود. یک از بهترین و بدیهی ترین منابع برای کسب خودآگاهی، افرادی هستند که شما را به خوبی می شناسند. اطرافیان صمیمی شما، به خوبی می توانند رفتارهایی را که برای شما به شکل عادت درآمده اند یا آن قدر انکار شده اند که فراموش شان کرده اید، به خوبی در وجود شما تشخیص دهند. اطرافیان شما در مقایسه با خود شما، نگاه دقیق تری به شخصیت شما دارند؛ به همین دلیل شما با کمک اطرافیان تان می توانید به اطلاعاتی دقیق و موشکافانه در مورد خودتان دست پیدا کنید. راه دوم برای رسیدن به خودآگاهی آن است که در مورد نوع احساسات و نحوه عملکردتان، مدام از خودتان سوال کنید. پاسخ صادقانه شما به این سوالات، سبب می شود خودتان را بهتر بشناسید.

فرایندی که برایتان توضیح دادیم، در طول یک دوره چند ماهه یا شاید چند ساله کامل می شود و پس از آن، آگاهی و رفتار فرد آرام آرام و بر اثر اتفاقاتی که در ظاهر چندان مهم به نظر نمی رسند، تغییر می کند و زندگی او را متحول می سازد.

گام دوم: خویشتن دوستی

فرض می کنیم که شما به خودباوری صحیح یا شناخت درستی از خود درونی و واقعی تان رسیدید. حال این سوال پیش می آید که قصد دارید با خود تازه ای که در درون تان کشف کرده اید، چه کنید؟

پاسخ این است که شما باید تا آنجا که می توانید، با خودتان مانند یک شریک عاشق و دلباخته رفتار کنید و نسبت به خود، عشقی بی قید و شرط داشته باشید. خوبی ها و بدی های خود را در کنار هم بپذیرید و در عین حال که سعی در اصلاح موارد منفی دارید، همچنان به دوست داشتن خود اعتراف کنید.
بسیاری از افراد، درک اشتباهی از خویشتن دوستی دارند. آنها معتقدند افرادی که خود را دوست دارند، افرادی هستند که به جای آنکه ترس ها و اشتباهات شان را اصلاح کنند، به راحتی با آن کنار می آیند. حال آنکه این برداشت کاملاً اشتباه است، زیرا با این شیوه، آنها تنها به ابعاد مثبت شخصیت خود دل می بندند. افرادی که خویشتن دوست هستند، یاد گرفته اند که خوبی ها و بدی ها را در کنار هم بپذیرند. خویشتن دوستی به معنای دوست داشتن بخشی از وجود خود نیست؛ خویشتن دوستی، یعنی اینکه شما تمام ابعاد وجود خود را دوست داشته باشید؛ چه آن بخش هایی که مورد علاقه تان هستند و چه ابعادی که آنها را نمی پسندید. دوست داشتن خود، هنگامی به وجود می آید که بپذیرید همه آنچه در وجود شما هست و دوستش ندارید، همواره بخشی از خود شما و وجودتان است. تغییر دادن بسیاری از چیزهای نامطلوب وجودتان به سمت مثبت و درست، خوب است، اما گاهی نیز پیش می آید که شما قادر به تغییر بخش هایی از وجود خود نیستید (مثلاً وقتی چهره زیبایی ندارید یا از نقص عضو رنج می برید). در اینجاست که تنها انتخاب درست، پذیرفتن و دوست داشتن همه خودتان (چه مثبت و چه منفی) با وجود تمام کاستی ها و نقص هاست.

دوست داشتن خود، موهبتی است که اگر آماده دریافت آن باشید و آن را تجربه کنید، مسیر زندگی تان برای همیشه تغییر خواهد کرد، زیرا به مدد این عشق، افسردگی، دلزدگی، رنجش و ناامیدی از زندگی تان بیرون می رود و در عوض، همه زندگی تان سرشار از حس امنیت خواهد شد.

گام سوم: تغییر

فرض می کنیم که شما به خودآگاهی رسیدید و پس از طی مرحله «خویشتن دوستی»، به این نتیجه رسیدید که بخشی از شخصیت شما نیاز به تغییر دارد. حالا این سوال پیش می آید که این تغییر را چگونه باید ایجاد کنید؟

تغییر در رفتار، درست مثل تغییر در اعتقادها و باورهاست. رفتاری که می خواهید آن را تغییر دهید، به نوعی به باورهای درونی شما متصل است؛ به همین دلیل پیش از تلاش برای تغییر، باید به خود آن رفتار توجه کنید. روانشناسان معتقدند که برای تغییر هر عادتی، طی کردن مراحل زیر بسیار موثر خواهد بود.
۱. بدون تغییر رفتار خود، سعی کنید به آن رفتار دقیقاً توجه کنید و ببینید از انجام این کار، چه احساسی دارید.

۲. حالا رفتار خود را تغییر دهید و ببینید چه احساسی دارید. قطعاً در ابتدا از انجام این تغییر، احساس خوبی نخواهید داشت، اما به این احساس جدید توجه کنید و سعی کنید دلیل احساسات ناخوشایند خود را بفهمید.

۳. صبور باشید و هرگز خود را وادار به تغییر نکنید. در عوض سعی کنید به احساس تان توجه کنید؛ احساسی که هنگام انجام دادن یا ندادن این کار تجربه می کنید. رویارویی با ترس ها و احساسات جدید کم کم به شما کمک می کند از عادات کهنه دست بکشید و تغییر کنید.

دقت کنید که اگر خود را وادار به تغییر کنید، به جای کمک به خود، در واقع برای شکست تلاش کرده اید. خود قبلی شما سال ها با وجودتان عجیب بوده و قطعاً نمی توانید چنین خودی را یک شبه درهم بشکنید.

همچنین لازم است بدانید که اگر واقعاً می خواهید بخشی از خودتان را تغییر دهید، به حمایت نیاز دارید؛ حمایت کسی که بداند دقیقاً برای رسیدن به چه هدفی تلاش می کنید و بتواند بی طرفانه به شما کمک کند. در آخر باز هم اشاره می کنیم که تغییر برخی از جنبه های وجودی شما ناممکن است، چون بخشی از ساختار وجودی شماست؛ بنابراین بهتر است بیشتر به آن دسته از جنبه های زندگی و وجودتان توجه کنید که قابل تغییر هستند.

گام چهارم: عزت نفس

خویشتن دوستی، در نهایت سبب ایجاد عزت نفس می شود، زیرا عزت نفس به مفهوم ساده، همان احساسی است که نسبت به خود دارید. البته عزت نفس تحت تاثیر اتفاقات زندگی بالا و پایین می شود، اما فردی که عزت نفس دارد، در نهایت به مرحله ای می رسد که خود را به عنوان فردی دوست داشتنی، قابل احترام و ارزشمند می پذیرد. عزت نفس، درست به اندازه آب، غذا و اکسیژن، در زندگی اهمیت دارد، زیرا داشتن عزت نفس پایین، برقراری هر گونه رابطه صمیمانه ای را غیر ممکن و دشوار می سازد.

چرا خودباوری در تجرد یا تاهل افراد موثر است؟

پاسخ این پرسش بسیار ساده است؛ زیرا داشتن یک ارتباط خوب با خود، مقدمه و پیش نیاز اصلی داشتن رابطه ای موفق با فردی است که می خواهد با شما رابطه صمیمانه داشته باشد. اگر شما خود را دوست نداشته باشید، بار سنگینی بر دوش طرف مقابل می گذارید، زیرا همواره می کوشید او را مجبور به انجام اعمالی کنید که سبب ایجاد احساسی خوب در شما شود. در واقع برای آنکه حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید، طرف مقابل را مدام آزار می دهید؛ بی آنکه متوجه باشید هیچ کس نمی تواند به غیر از خودتان، این حس خوب را به شما القا کند. از طرف دیگر، فردی که متوجه ویژگی های برجسته خود نیست و نسبت به خود، خودآگاهی و خودباوری صحیحی ندارد، نمی تواند به دنبال فردی باشد که از ویژگی های شخصیتی شبیه به او برخوردار است. در نتیجه کسی را انتخاب می کند که هیچ شباهتی با خودِ درونیِ او ندارد و به این شکل، پایه و اساس عدم تفاهم را در زندگی زناشویی بنا می کند. اگر خود را نمی شناسید، اگر هنوز به خودآگاهی و خودباوری لازم از شخصیت و خصوصیات اخلاقی تان نرسیده اید و یا اگر یاد نگرفته اید که خود را همان گونه که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید، بهتر است فعلاً به ازدواج فکر نکنید، زیرا مواردی چون خودباوری، خودآگاهی، دوست داشتن خود و عزت نفس، مقدمات و پیش نیازهایی ضروری برای یک انتخاب صحیح و مناسب است.


راز/ شماره ۳۲/ نیمه دوم شهریور ماه ۹۲/ صفحه ۴۸

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)